تبليغاتX
td align='center'> Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs">> در راه حق
دیدگاههای تشکل فرهنگی - مذهبی در راه حق
گسترش حجاب در میان زنان صهیونیستی!

منابع آگاه از سرزمین های اشغالی اعلام کردند به تازگی در پدیده ای عجیب این رژیم شاهد افزایش زنان محجبه و گسترش حجاب به سبک عربی شده است.

این زنان محجبه شده صهیونیستی که برخی اوقات به دلیل شباهت به اعراب مورد آزار و اذیت جوانان صهیونیستی قرار می گیرند، در مورد علت پوشیدن حجاب می گویند: خداوند از ما می خواهد این گونه بپوشم!


 منابع آگاه از سرزمین های اشغالی در ادامه می افزایند: آنچه که بیشتر از همه تعجب انسان را برمی انگیزد، وجود این زنان یهودی است که از فرق سر تا ناخن پای خود را می پوشانند! تعداد این زنان صهیونیست که یهودیان متدین و مذهبی به حساب می آیند، روز به روز روبه افزایش است.

 این منابع آگاه در ادامه افزودند: در شهرک صهیونیستی 68 هزار نفری "بیت شمش" در نزدیکی "بیت المقدس" اشغالی قلعه زنان متعصب یهودی شناخته می شود، تعداد زنانی مانند اعراب حجاب بر سر می گذارند، به 100 تن رسیده است. حتی برخی اوقات می توان این زنان محجبه یهودی را پشت دیوار ندبه در حال خواندن تورات نیز مشاهده کرد.

 


 یکی از این زنان محجبه یهودی که خود را با نام مستعار "سارا" معرفی می کند، از تجربه خودش در این باره می گوید: هنگامیکه از خیابان رد می شوم، خودروها سرعتشان را کم می کنند و رانندگان به خیال آنکه من عرب هستم به فضولی و آزار و اذیت می پردازند. وی که از سر تا پای خود را با پارچه ای پر رنگ پوشانده است می افزاید: به این حجاب نگویید. این  "سال" است.

 "سارا" در ادامه می افزاید: هموطنان یهودی من که از زنان بمبگذار انتحاری ترس و تجربه های ناخوشایندی دارند، فکر می کنند من عرب هستم به همین دلیل برخی از آنان فحش می دهند. با این وجود این اذیت و آزارها من به پوشیدن "سال" ادامه خواهم داد.

شایان ذکر است "سال" به نوعی حجاب زنان یهودی گفته می شود که در طول تاریخ مورد استفاده قرار می گرفت.

منبع: شیعه آنلاین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 21:10  توسط ج.م. در راه حق | 

آیت الله بهجت : وای بر سروش

واى بر كسانى كه مى گويند: قرآن، كتاب بزرگى است و حكيمى آن را آورده است، ولى وحى نيست. بله خدا هم حكيم است و مدّعى وحى، تحدّى مى كند كه اگر مى توانيد مثل آن يا همانند بخشى از آن را بياوريد، شما كه حكما زياد داريد! هم چنان كه شفا دادن بيماران و احياى مردگان معجزه ى حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ بود، تحدّى اين كتاب هم معجزه ى آن است.
به حسب ظاهر «وَأُبْرِئُ الاْءَكْمَهَ وَالاْءَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ»(1)؛ (نابينا و شخص مبتلا به بيمارى پيسى را بهبود مى بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى گردانم.)

 كه حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ مى فرمود، از مستحيلات و ممتنعات عقلى نيستند، بلكه خارق عادت هستند و انجام آن از غير نبّى محال عقلى نيست، منتهى مدّعى نبوّت و خارق عادت بايد حجّتى داشته باشد و تحدّى كند كه اين كارها را باللّه  مى كند و بِنَفْسِهِ نمى تواند اين كارها را بكند؛ ولى قرآن منحصرا كلام الهى است كه جبرئيل و پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ آن را حكايت مى كنند و از هيچ بشرى ساخته نيست و عقلاً محال است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/31ساعت 15:28  توسط ج.م. در راه حق | 

عید قربان عید پیروزی بر خواهش های نفسانی و عید غدیر اعظم اعیاد امت رسول بر همه عاشقان مبارک باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرازی از دعای شریف عرفه ي امام حسین علیه السلام:

«عَمِيتْ عَين لاتَراکَ عَلَيها رَقيباً»

کور است آن چشم که نظارت تو را بر خود درک نمی کند. از بامدادان تا شبگیر ظلمانی دیدگانم بر این صحنه بی کران طبیعت باز است.اشکال والوان را می بینم، کوچک وبزرگ و حرکات و سکنات و زشت و زیباها را نظاره می کنم. 

همه چیز را می بینم و این نظاره را با تمام جرئت بینایی می نمایم، خداوندا! آیا حقیقتا دیدگان من باز است و می بینم؟ اگر دیدگان من باز است چرا نظارت تو را از همین بود و نمودها که بر دیدگانم می تابد مشاهده نمی کنم؟ پس چرا آن گاه که احاطه وجودی تو را بر تمام موجودات به یاد می آورم پلک های چشم های برونی ودرونی ام روی هم می افتد و شبپره وار خورشید فروزان را نادیده می گیرم؟ اما وقتی درست می نگرم و می اندیشم می بینم:

قافیه اندیشم و دلدار من                  گویدم مندیش جز دیدار من

ای روشنی بخش دیده ها ! دست عنایتی فرود آر و با مهر خداوندیت نوری فرا راه این چشمان خیره بیفشان تا نظارت تو را بر تمام کائنات و اشراق نور تو را بر دیدگانم درک کنم.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 11:11  توسط ج.م. در راه حق | 

ميوه‌های مسموم سيمای ضرغامی سر سفره افطار مردم

  سايت اخبار شيعيان در يادداشتي از رويکرد ابتذالي سريالهاي صداوسيما به ويژه در ماه مبارک رمضان انتقاد کرد:

 ناخوش‌آوازي به بانگ بلند، قرآن همی خواند. صاحبدلي برو بگذشت، گفت: تو را مشاهره چند است؟ گفت: هيچ! گفت: پس اين زحمت خود چندين چرا همی دهی؟ گفت: از بهر خدا می‌خوانم. گفت : از بهر خدا مخوان.

 گر تو قرآن برين نمط خواني
ببری رونــق مســلماني

 ***

 خوش‌بينانه‌ترين فرض درباره سريال‌هاي مناسبتي امسال سيما اين است كه سازندگان و برنامه‌ريزان آنها را، عواملی بدانيم كه حسن‌نيت داشته‌اند و خواسته‌اند كه از بهر خدا و برای معنوی‌تر كردن رمضان مردم ـ و صد البته، نه بدون مشاهره، بلكه با بستن قراردادهای نان وآب‌دار از جيب گشاد بيت‌المال ـ آوازي خوش سر دهند ؛ اما بد صدايي و بد سليقگي، معجون‌هاي نامطبوعي سر سفره مردم برده است.

 فرض هاي ديگري نيز البته وجود دارد كه مايل نيستم آنها را حتی به مخيله خويش خطور دهم و خاطر خوانندگان را محزون و اوقات خود را تلخ‌تر كنم. راستش را بخواهيد، در نوشتن اين يادداشت مردد بودم و با خود كلنجار می‌رفتم و عاقبت با نهيب دوستان و از ترس عقوبت الهي، سكوت را در اين منكر آشكار شكستم ؛ كه گفته‌اند:

 دو چيز طَيره عقل است: دم فرو بستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي

 ***

 تلويزيون در سال هاي اخير، مروج و مؤيد بسياري از منكرات شده است؛ از تبليغ تجمل‌گرايي وفخر‌فروشي گرفته تا عادی‌سازي روابط حرام دختران و پسران بيگانه و تقديس چشم‌چراني و نظربازي؛ و از رواج بددهني و بی‌نزاكتي به نام طنز كرفته تا ترويج خرافه‌پرستي و قشری‌گري به نام دين .

 تنها چيزي كه حضرات برنامه ساز، به جوانان نياموخته بودند «حق مراجعه دختران دم بخت به دادگاه و گرفتن حكم قضايي براي ازدواج با عاشقان سينه‌چاك» بود كه اين ميوه ممنوعه هم به لطف رسانه ملي در دسترس تمامي جوانان برومند اين مرز وبوم قرار گرفت! حال اينكه پدر و مادري كه يك عمر براي فرزند خويش خون دل خورده اند و آنچه وي در آينه نمي بيند را در خشت خام مي بينند وخير او را، بيش از خود او مي خواهند ، مشكل خود آنهاست . بگذار جوان‌ها به دنبال يكدندگي هاي خودشان بروند و عشقشان را به سرانجام برسانند! گور پدر آمارهای رو به تزايد طلاق؛ زنده باد عشق، زنده باد فرزندسالاري، زنده باد فمينيسم، زنده باد درام، زنده باد سريال خوش رنگ ولعاب مناسبتي. بنز وپرادو و هنرپيشه‌های خوش بر و رو هم كه كم نيستند. اصلا چه بهتر كه چهره هاي منفي سريال ها ريشو باشند (از «جلال» ميوه ممنوعه گرفته، تا «كامراني» يك وجب خاك و تا «الياس» اغما) اينطوري خشونتشان هم بيشتر مي شود.

 صدا وسيمای جمهوری اسلامی كه سال‌هاست ازدواج دوم را ـ همچون برخی مسيحيان ـ و ازدواج موقت را ـ مانند برخی اهل تسنن ـ ذنب لايغفر و در حد «خيانت در زناشويی» تلقی كرده است و كسانی كه دست به اين عمل شرعی می‌زنند را شيطان‌زده و زنانی‌كه اينگونه ازدواج می‌كنند را شيطان نشان می‌دهد؛ پس ديگر چوب حراج به آبروی‌بازاريان متدين زدن كه كاری ندارد. بگذار حاجي بازاری ما، در عرض يك شب يك عمر دين‌داری خود را بر باد دهد؛ نه او از «شيخ صنعان» زاهدتر است نه كارگردان ما از كارگردان فيلم‌های وقيح «دنيا» و «كما» نازل‌تر؛. فقط تفاوتش اين است كه شخصيت‌های بظاهر حزب‌اللهی آن فيلم‌ها از اول رياكار و دغل بودند و سپس دستشان رو شد اما حاجی ما از ابتدا مثبت و خوب است و سپس فاسد و گرفتار می‌شود؛ و ناگفته پيداست كه ضرر اين بمراتب بيش از آن فيلم‌هاست ؛ بگذريم از اينكه آن فيلم‌ها در فضای دوم خرداد ساخته شدند و اين يكی در سيمای ضرغامی ؛ و آن فيلم‌ها بينندگانی ‌محدود داشتند و اين يكی بينندگان ميليونی.

 اصلا چه كسي گفته كه دين و تدين، آن چيزي است كه متدينان مي گفتند؟ می‌شود چند قلم آرايش كرد ؛ براي كسي كه به جاي پدر آدم است ناز و كرشمه آمد ؛ ولي در عين حال «ويل للمصلين» هم خواند و حديث پيامبر را از رسانه ملي به مردم آموخت. يا اينكه می‌شود ادای رزمندگی درآورد و سپس با كلاس و موسيقيدان شد و دست دختر مردم را گرفت و به زور دادگاه و پاسگاه ، وي رااز خانواده اش جدا كرد و به عقد خود درآورد و مدام هم درس ايثار و ازجان‌گذشتگی و معرفت داد ؛ اگر گوشه و كناری هم، يك بسيجی، غيرتش گل كند كه ما براي اين جنكيديم وبراي اين شيميايي شديم و براي اين نخاعمان را از دست داديم كه خانواده‌ها مستحكم بمانند و كسي به دختران مردم چپ نكاه نكند لابد آن بسيجی، امل است و از هنر و هنرمندی سر در نمی‌آورد و اركستر خونش كم شده است.

 (يك سؤال حاشيه‌ای هم برای نگارنده ايجاد شده است : آيا نهادی، سازمانی، صنفی ، وزارتخانه ای ، چيزی نيست كه نگذارد هر وصله ناجوري را به رزمنده و رزمندگي بچسبانند؟ اگر كسی از چنين مرجعی مطلع است نويسنده را خبردار كند.)

 اما شبكه پنج كه هميشه بايد دراينگونه موارد يك قدم از بقيه شبكه‌ها جلوتر باشد تا حق ماليات بيشتري كه همشهريان تهرانی می‌دهند ادا شود، با اقتدا به سنت سيئه «مدار صفر درجه» ، يك دختر خانم بی‌حجاب تاجيكی را پيدا كرده و با نمايش قد و بالاي ايشان به مردم روزه دار، دل ها را براي شب قدر آماده می‌كند! نمي دانم اين مجوز را كدام مرجع صادر كرده است كه مي توان براي خارج شدن از حدود قوانين حجاب و عفت، به خارج از مرزها پناه برد و گاه در مجارستان و گاهي در تاجيكستان، هنرپيشه‌های جذاب خارجي را به كار گرفت تا از قيد احكام دين خلاص شد؟ مگر علت وجودی حجاب، حفظ عفت و دين مردم نيست؟ آيا مو و روی بازيگران آن سوی مرزها عفت و دين مردم را هدف نمی‌گيرد ولی مو و روي بازيگران وطنی مشكل دارد؟

 غصه زياد است و قصه به درازا كشيد. می‌خواستم سخنان اعتراض آميز «آيت‌الله استادی» در نماز جمعه اخير قم درباره سيما و نيز اعتراض «دكتر حيدرپور» عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس نسبت به سريال اغما را نيز متذكر شوم ؛ اما نه حوصله شما و نه خاطر حزين من اين را برنمی‌تابد. خودتان سرچ كنيد و بخوانيد.

 همچنين اگر آن حوصله، تدارك و اين حزن، مرتفع شد در آينده به «يانگوم» نيز خواهم پرداخت و اينكه چگونه كشوری تازه به دوران رسيده، با استفاده از غفلت و تجاهل مسؤولان فرهنگی ما و حمايت يك كمپانی‌بزرگ صوتی و تصويری، با جعل تاريخ برای خود كسب آبرو می‌كند و بسياری از افتخارات علمی و پزشكی ما وديگران را به نام خود سند می‌زند. (و با كمال تأسف اخباری هم شنيده شده كه قرار است كاراكتر اصلی اين سريال، نقل محافل فطريه سيما هم باشد!)

 بهرحال شايد اگر اين سريال‌ها، به مناسبت ماه مبارك رمضان ساخته نشده بودند، اينگونه حيرت و غضب من ـ وبسياري مانند من ـ را برنمی‌انگيختند ؛ اما هزار و هزاران افسوس كه اين همه، به نام دين است ولي به كام رمضان نيست.

 مي دانم كه نه تنها كسي جلوي پخش اين برنامه هاي موهن را نخواهد گرفت، بلكه به احتمال زياد مديران صدا و سيما اصلا به روي خود هم نخواهند آورد. می‌دانم كه مردم بخت برگشته مجبورند كه آنها را تا پايان ماه مبارك تحمل كنند و با چشم خود شاهد انحراف جوانانشان باشند. اما اگر اعتراض‌ها همه‌گير شود و خانواده‌ها فريادشان را به گوش مسؤولان برسانند، شايد تا رمضان بعد، فرجی حاصل شود ... شايد هم نه.

 پس از پيروزی انقلاب اسلامي، گاردی كه مردم متدين و مسلمان ايران سال‌ها در برابر تلويزيون، بسته نگهداشته بودند ناگهان باز شد ؛ بخصوص آن زمان كه مرشد فقيد آنان ، اين رسانه را «دانشگاه» خواند. اما اكنون با عملكرد سوء مديران رسانه ملي ـ كه در موسيقي ها، انحراف ها، بدحجابي ها، پردهدر‌ی‌ها و بدآموزی‌های آن تجلی كرده است ـ شرايط اندك‌اندك به سمتی می‌رود كه دوباره مؤمنان، تلويزيون‌ها را از پنجره بيرون بياندازند و عطای آموختنی‌های جعبه جادويی را به لقای ناهنجاری‌های آن ببخشند.

 از بهر خدا نگذاريد كه اينگونه شود... با شما هستم ! كسي صداي مرا می‌شنود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت 13:8  توسط ج.م. در راه حق | 

امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعه‏ى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم‏»يعنى‏«شكافنده‏ى دانشها»لقب آن گرامى است.

به هنگام تولد هاله‏يى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود،و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.

امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبت‏به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى‏رساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين،و مادر او بانوى گرامى‏«ام عبد الله‏» دختر امام مجتبى عليهم السلام است.

عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن‏از والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مى‏آمد او را يگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگوارى مى‏شناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مى‏خواندند.

راستگوترين لهجه‏ها و جذاب‏ترين چهره‏ها و بخشنده‏ترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.

گوشه‏يى از شرافت و بزرگوارى آن گرامى را در گزارش زير مى‏خوانيم:

پيامبر (ص) به يكى از ياران پارساى خود«جابر بن عبد الله انصارى‏»فرمود.اى جابر!تو زنده مى‏مانى و فرزندم‏«محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب‏»را كه نامش در تورات‏«باقر»است در مى‏يابى،بدانهنگام سلام مرا بدو برسان.

پيامبر در گذشت و جابر عمرى دراز يافت-و بعدها روزى به خانه‏ى امام زين العابدين آمد و امام باقر را كه كودكى خرد سال بود ديد،به او گفت:پيش بيا...امام باقر (ع) آمد.

گفت:برو...

امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا كرد و گفت:به خداى كعبه سوگند آيينه‏ى تمام نماى پيامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسيد اين كودك كيست؟

فرمود:امام پس از من فرزندم‏«محمد باقر»است.

جابر برخاست و بر پاى امام باقر بوسه زد و گفت:فدايت‏شوم اى فرزند پيامبر (ص) ،سلام و درود پدرت پيامبر خدا (ص) رابپذير چه او ترا سلام رسانده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت 11:42  توسط ج.م. در راه حق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
http://www.mtb.ir/fa/pic/01.jpg
درباره خودمان و استادمان
استاد گرامی مفسر عالیقدر حجت الاسلام مهدی نخاولی شخصیتی است که سالها بر پایه مباحث اساتید عالی رتبه حوزه علوم قرآنی و علوم دینی کارکرده و حاصل این سالها تفکر و مجاهدت معارف بلندی است که مطلوب هر دل مشتاق و ذهن تشنه ای است .
چند سالی است جمع جوانانی که طالب حاق حقیقتند از وجود ارزشمند ایشان استفاده می کنند جوانانی که اندیشه گذر از همین روزگار و همراهی همه مردمان در رسیدن به خداوند متعال را پشتوانه همت خود کرده اند و در بستر مناسب انقلاب شکوهمند اسلامی که با مجاهدات بی نظیر امام راحل (ره) و جان فشانی های شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ تحمیلی به حمد الله به وجود آمده طی طریق کنند .

نوشته های پیشین
خرداد 1387
فروردین 1387
دی 1386
مهر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اسفند 1384


پیوندها
بخش اعتقادی در راه حق 1
بخش اعتقادی در راه حق 2( شامل مباحث اصول عقاید )
بیداری
بزمانه
خاکریز
به رنگ انتظار
پایگاه بزرگ الشیعه
Shia Periodical
نشریه ساعت صفر
سایت شهید آوینی
سایت ریاست جمهوری
سایت مقام معظم رهبری
انتظار
سایت به سوی ظهور
سایت آقای قرائتی
نسل خمینی
روزنامه کیهان
پاسداران
بسیج امیر کبیر
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
بسیج دانشگاه فردوسی مشهد
گل نرجس
سايت خبري عدالتخانه
اي غليب از نظر به خدا مي سپارمت
خمينيسم
Salehin.com
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM